اردلان سرفراز و همیشه سرافراز استاد سرفراز نازنین ، اردلان همیشه ماندگار در برابر دریای زلال واژه ها و ترانه های نابتان به سختی میتوان جمله ای یافت درخور تبریک ، به ساده ترین زبان از ما بپذیرید " میلادتان سبز و خجسته باد " با غریب های آشنا ، فریاد های جانانه و جاودانه ی جاده ، همزاد و همصدای خوب شما سالها زندگی کردیم ، در سکوت گریستیم و همپای هر بغض شکستیم، همصدا با هم به پشت دیوار رسیدم شاید که آنجا درد بیزاری نباشد !روزای معصوم ، روزای خوب بازی ، روزای آبی عشق روزای بی نیازی را با ترانه های زیبای شما و صدای نازنینمان به دست خاطره سپردیم و امروز در روز زیبای میلاد شما ،میشود یک عمر از زمان خاطره شدنشان که ما در پی-شان هستیم ،تازه آنرا یافته ایم پس از سالها سکوت و قحطی در زمهریر بی رویا ، زرتشت آنرا بما بازگرداند و حجم سبز زیباتر از همیشه بزرگی اش را باری دیگر ثابت خواهد کرد...یافتیم که اگر شاه ماهی - مان باشد ، شما باشید بزرگانی چون فرید ایرج و زویا حضور داشته باشند غصه ها پشت کوه قاف میماند .با آفتابی های شما نشستیم خیلی شبها قصه گفتیم از قدیما .... با قامتی شکسته از کوله بار غربت همراه بودیم اما ما نیز چون شمابی تفاوت به تماشا ننشستیم .... امروز پرسش دلنشین را پاسخی-ست بی انتها .....بدانید که تا ابد برایمان جاودانه اید ، به حضور شما در ترانه خانه تک تک ما افتخار میکنیم.. با بهترین و صمیمانه ترین آرزوهای قلبی برای شما در روز زیبای میلادتان اردلان سرفراز زمان تولد: سال ١٣٢٩ محل تولد: یکی از شهر های کویری شیراز به نام داراب او اولین فرزند خانواده ای اهل ادبیات بود و امید و آروزی پدر و مادری جوان اولین بار شوق نوشتن و سرودن را مادرش در او به وجود آورد اما شروع زندگی شاعرانه ی او در سال اول دبیرستان در دبیرستان فردوسی با تشویق یکی ازاستادانش به نام دانشمند شروع شد , استادی که برای اولین بار او را با ارزش نوشته ها و اشعارش آشنا کرد. استادانی دیگر هم بودند که نقششان در شکل گیری زندگی شعری او کم نبوده است که عبدالرحیم معزی از جمله ی آن استادان است.فعالیت حرفه ای اردلان سرفراز از زمانی آغاز شد که او به پیشنهاد پسرعموی مادرش (حسین سرفرازی شاعر و روزنامه نگار آن زمان) کارش را به عنوان ترانه سرا با رادیو ایران و ارکستر جوانان آغاز کرد و پس از یک سال به خاطر مشکلاتی آنجا را ترک کرد.اما همان فعالیت ها کافی بود که اردلان سرفراز جوان را وارد دنیای حرفه ای ترانه و ترانه سرایی کند.ترانه ی شب او که توسط ابراهیم حامدی (ابی) اجرا شد و سومین ترانه ی او نیز بود ابی را به شهرت رساند ... کارنامه هنری داریوش ، فرهاد ، ستار و مازیار پی گرفت که ترانه های غریب آشنا ، جاده ، دستای تو و آینه از جمله ی آن ترانه ها می باشند. او ترانه ی غریب آشنا را در ستایش عشق پاک مادرش به پدرش سرود که همیشه بی صبرانه منتظر بازگشت همسرش به خانه بود.در سالهای اوج فعالیت ناگهان پدرش فوتکرد و او ناچار شد به زادگاه خود بازگردد آن هم برای سوگواری در غم پدر در راه همین سفر به زادگاه بود که ترانه ی جاده خلق شد. ترانه ای که به خوبی حال او را در آن لحظه توصیف می کند. همچنین ترانه های دستای تو و چشم من نیز حاصل همان سفر است و اندوه بی پایان او برای از دست دادن پدر. یکی دیگر از نقطه های عطف فعالیت او را می توان ترانه ی ماندنی دو پنجره با صدای گوگوش دانست ترانه ای که سرفراز آن را در کافه ای در خیابان شریعتی با دیدن دو پنجره در کنار هم بر روی دیوار مقابل آن کافه سرود. .................. در جسجتوی سالشمار شاعر گرامی به جمله ای برخوردم ... اردلان هرگز به مخاطبش خیانت نکرد و این راز ماندگاری اوست .... اردلان سرفراز برای نسل من همواره سرافراز است .jpg)

او فعالیتش را با ترانه سرایی برای خوانندگانی مانند گوگوش ،
| Design By : azita.G |





